سلام مجدد

سلام به دوستان عزیزم امیدورام که خوب وخوش

باشین خیلی خوشحالم با زبرگشتم وبا شما باشم

درسته خیلی از شماها بی معرفت بودین وتنهام

گذاشتین ولی سعی میکنم که همیشه به همتون سر

 بزنم وبه موقع آپ کنم

 

خب یک شعر میذارم امیدوارم که ازش خوشتون بیاد .

 

گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود

 



از هرچه زندگیست دلت سیر می شود

 


گویی به خواب بود جوانیمان گذشت

 


گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود

 


کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

 


بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود

 


/ 134 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزاد

سلام اومدم بگم به روزم [قلب]

سرونازشیراز

محفل آريائي تان طلائي ، دلهايتان دريائي شاديهايتان يلدائي ، پيشاپيش مبارک باد اين شب اهورائي .

یاسین

سلام شیطونی........خوووووووبی../چه خبر؟؟؟؟؟؟؟چرا بیخبر میاااااااای..[قلب]

اسما

پر میشوم از اینهمه رقصهای مهتاب گونه روی آب روی موج آب روی آب خالی از تو میشوم پس از رقصهای مهتاب گونه روی آب روی موج آب روی آب و تو فراموش کرده ای مرا ! فراموش کرده ای مرا ؟ و آیا خیال تو به دست باد سپرده است آنهمه ناز روی تن را؟ به رقصنده ی تمام شعله ها سپرده است آنهمه نرمی و نشاط را؟ یا به خاک سرد داده است، آنهمه التهاب گونه ها و لبها و اشکها؟ تو همان فراموشکار موعود قصه ایی همان نرگس کنار آب همان که دوستت داشته ام همان که یک روز به سادگی کنار قصه های روزمره ات گوشواره ای تو را به یاد هیچ میکشد و خنده ای ، لرزش دلی، آه سرد و یا هیچ و هیچ...این تمام قصه ی من است از آن رقص مهتاب گونه روی آب روی موج آب روی آب

امیر

سلام وبلاگ زيبايي داريد سال نو هم مبارک اميدوارم سال سرشار از موفقيت داشته باشيد اگه دوست داشتين به من هم يه سري بزينيد

سرونازشیراز

آنان که خاک را به نظر کیمیــــــــــا کنند آیا بود که گوشه چشمـــــــــــــــــــــــــــی به ما کنند [بغل]